تبلیغات
وبلاگ دبیرستان راضیه (س) - داستان حجاب

وبلاگ دبیرستان راضیه (س) - داستان حجاب

قوی باااش

قوی باااش

وبلاگ دبیرستان راضیه (س) - داستان حجاب قوی باااش




داستان های کوتاه




مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بكند و آنهارا آماده روی

میز بگذارد.هیچ وقت دلیل كار های مادرش را نمی فهمید.تاكید مادر برروی پوست كندن

میوه ها بیشتر گیجش كرده بود.

به هر ترفندی بود سعی كرد میوه های پوست گرفته را تا رسیدن مادر تازه نگه دارد اما

وقتی مادر از راه رسید میوه ها شادابی و طراوتشان را از دست داده بودند.هنوز منتظر

بود تا دلیل كار مادر را بداند.مادر هدیه كادو پیچ شده ای را به او داد و گفتː<دلیل كارم

اینجاست.من نمی خواهم تو مثل این میوه ها طراوت و تازگی ات را از دست بدی عزیزم.>

درون بسته هدیه یك چادر مشكی بود.

حجاب تلالوشبنم بر چهره ی زیبای گل است.



تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : hyunmin ^-^ | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.